ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٦  

روزی که تو رو آفریدو پاتو گذاشتی تو این دنیا فکر نمی کردی اینجوری سگ مذهب باشه نه؟ خوب به جهنم.

دلت خوش بود به اینکه حداقل به مرور زمان بهتر و بهتر بشه ولی نشد نه؟ بازم به جهنم.

روز به روز داری چیزایی می بینی که حرفت نمیاد دهنت باز می مونه نه؟ به درک

خسته می شی از زندگی ولی نمی تونی تمومش کنی نه؟ به جهنم

اون گوشه رو نیگا می کنی گرسنه هایی می بینی که واسه خاطر یه لقمه نون همدیگرو له می کنن نه؟ زنی رو می بینی که فقط به خاطر زنده موندن همه چیزشو از دست میده سر از یه خونه بد نام در میاره اسمش می شه فاحشه فقط به خاطر زنده موندن؟به جهنم.

واسه قدرت و سیاست و حکومت همدیگرو می کشن؟ خوب بکشن به درک.

خودتو خفه می کنی که عاشق بشی وقتی شدی ازش فرار می کنی ؟ به جهنم.

عاشق کسی نمی شی؟ یا کسی عاشقت نمی شه؟ به درک چه بهتر!

جایی زندگی می کنی که حرفت باید سکوت باشه و نگاهت فقط مستقیم؟ خوب به جهنم.

همسایه ات نون شب نداره؟ به درک.

دوستات ازت دلخورو ناراحتن؟به جهنم

متنات چنگی به دل نمی زنه؟ خوب نزنه به درک.